أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
305
قانون ( فارسى )
حالت بيدارى به سوى خارج در جنبش است و بالا مىآيد و توقفى ندارد و از اين حركت روح گرمى سرمىزند . اگر در هنگام خواب استمرار طعام موجود باشد ، از آنجا كه غذا نيرو را فزونى مىدهد ، آنچه به قسمتهاى پائينى درون رفته است تا به كار غذا برسد ، بخارج روى مىآورد و به منشا برمىگردد . چنان كه گفتيم از آنجا كه گرمى مزاج بوسيله غذا زياد مىشود و از آنجا كه ابزار بر اثر مرور دادن غذا در خود به نرم شدن بيشترى روى مىآورد نبض در اين حالات درشت مىشود ولى در سرعت و پياپى آمدن افزايش نمىيابد و اين ناشى از دو سبب است : نخست اينكه در چنين حالتى نياز به نبض زياد نيست ، دوم اينكه بواسطه بزرگ بودن آن نيازمندى رفع و سرعت و تواتر جبران مىشود . اگر بعد از آن ، خواب طولانى باشد حرارت غريزى حبس مىشود ، نيرو در زير فشار مواد زائدى قرار مىگيرد كه سزاوار بيرون ريختن هستند و اگر در حال بيدارى بودند بيرون مىآمدند ، مثلا برخى از آنها بوسيله ورزش تخليه مىشوند . يا در زير فشار بيرون ريختنىهائى قرار گرفته است كه اين احساس را ندارد . در چنين حالتى نبض به حالت ناتوانى برمىگردد . اگر آغاز خواب مقارن با تهى بودن بدن از غذا باشد و چيزى براى هضم وجود نداشته باشد سردى مزاج را بسوى خود مىكشد و نبض در كوچكى درنگ و تفاوت در ضربان مىپايد و اين نزول رو به افزونى مىرود . بيدارى : در موقع بيدارى نيز نبض حالات مختلف دارد : اگر بيدارى بطور طبيعى صورت گيرد ، نبض بتدريج به بزرگى و سرعت مىگرايد تا به حال طبيعى درآيد : اگر كسى بطور آنى از خواب بپرد ، نبض وى بر اثر پريدن از خواب فترتى انجام مىگيرد ، زيرا نيرو بر اثر بيدار شدن آنى مىگريزد و نبض بعدا درشتى و سرعت پياپى و جهش مختلف و تا اندازهاى لرزان را بازمىيابد . اين لرزش از آن است كه گوئى زور و نيروئى اين حركت را بوجود آورده است و چنين حركتى فجائى ( آنى ) گرمى را نيز دربردارد . از آنجا كه نيرو بطور ناخودآگاه براى دفع عارضهاى از جاى جهيده است و در اين دفاع به حركات مختلف دست زده است ، نبض بر اثر اختلاف حركات بلرزه درآمده است . ليكن اين حالت لرزش بسيار نمىپايد و نبض بسرعت اعتدال خود را بازمىيابد ، زيرا سبب لرزه با اينكه نيرومند بوده است كمتر پايدارى مىكند و احساس در فروكش كردن آن شتاب مىورزد .